۱. شتابنده.
۲. زود؛ تند.
۳. چست و چالاک.
۴. (اسم) (ادبی) در عروض، بحری از شعر بر وزن مفتعلن مفتعلن فاعلات.
شتابان، تند، پرشتاب، چابک، چالاک، فرز
برقآسا، بادپا، تند، تندرو، تیز، فوری، جلد، چالاک، چست، زود، سبکسیر ≠
active, express, fast , expeditious, fleet, presto, quick, spanking, prompt, rapid, ready, speed, speedy, swift