سریشملغتنامه دهخداسریشم . [س ِ ش ُ ] (اِ) دو قسم بود یکی آنچه از پوست گاو و گاومیش گیرند و دیگر آنچه از شکم ماهی برآرند و آنر بتازی غراءالسمک و اول را غراءالجلود خوانند. (آنندراج
سریشمفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهمادهای چسبناک که از جوشاندن استخوان و غضروف و پوست بعضی حیوانات از قبیل گاو و ماهی بهدست میآید که پس از خشک شدن رنگش زرد یا تیره میشود و در نجاری برای چسبان
سریشمglueواژههای مصوب فرهنگستاننوعی ژلاتین سخت که از جوشاندن یا بخار دادن پوست و زردپی و غضروف و استخوان حیوانات، که غنی از کلاژن است، به دست میآید
گیاه سریشملغتنامه دهخداگیاه سریشم .[ هَِ س ِ ش ُ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) نام درختی است . (آنندراج ). سریش . (برهان ). گیاهی است خشک کننده و نجاران و صحافان بدان چسبانند. رجوع به سر
سرچشمه ٔ حبشیلغتنامه دهخداسرچشمه ٔ حبشی . [ س َ چ ِ م َ ی ِ ح َ ب َ] (اِخ ) دهی از دهستان قوریچای بخش قره آغاج شهرستان مراغه . دارای 287 تن سکنه . آب آن از چشمه . محصول آن غلات و نخود اس
سرچشمه ٔ میلانلولغتنامه دهخداسرچشمه ٔ میلانلو. [ س َ چ ِ م َ ی ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان میلانلو بخش شیروان شهرستان قوچان . دارای 427 تن سکنه . آب آن از قنات . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 9)
گیاه سریشملغتنامه دهخداگیاه سریشم .[ هَِ س ِ ش ُ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) نام درختی است . (آنندراج ). سریش . (برهان ). گیاهی است خشک کننده و نجاران و صحافان بدان چسبانند. رجوع به سر