سریجلغتنامه دهخداسریج . [ س ُ رَ ] (اِخ ) ابن یونس ابوالحارث المروزی از ثقات محدثین و بزرگان فقها و قراء است . او راست : کتاب التفسیر. کتاب القراآت . کتاب السنن در فقه . (یادداش
سریجالغتنامه دهخداسریجا. [ س ُ رَ ] (اِخ ) ابن محمد الملطی . بسال 788 درگذشته است . او را تألیفاتی است . رجوع به کشف الظنون شود.
سریجهلغتنامه دهخداسریجه . [ س َ ج َ/ ج ِ ] (اِ) مرغ سقا بود. (انجمن آرا) : به موضعی که رسیده است ذکر انصافت سریجه باز شکار است و گور شیرافکن . (انجمن آرای ناصری ).رجوع به سریچه و
ابن سریجلغتنامه دهخداابن سریج . [ اِ ن ُ س ُ رَ ] (اِخ ) ابویحیی عبیداﷲ. مغنی معروف . مولد او به زمان عمربن الخطاب در مکه بوده و نواختن عود از دیوارگران ایرانی که بساختن کعبه آمده ب
ابن سریجلغتنامه دهخداابن سریج . [ اِ ن ُ س ُ رَ ] (اِخ ) ابوالعباس احمدبن عمربن سریج شیرازی ، ملقب به بازاشهب . از علمای شافعی و فقها و متکلمین آن مذهب . متوفی به بغداد305 هَ .ق . م
سریجالغتنامه دهخداسریجا. [ س ُ رَ ] (اِخ ) ابن محمد الملطی . بسال 788 درگذشته است . او را تألیفاتی است . رجوع به کشف الظنون شود.
سریجهلغتنامه دهخداسریجه . [ س َ ج َ/ ج ِ ] (اِ) مرغ سقا بود. (انجمن آرا) : به موضعی که رسیده است ذکر انصافت سریجه باز شکار است و گور شیرافکن . (انجمن آرای ناصری ).رجوع به سریچه و
ابن سریجلغتنامه دهخداابن سریج . [ اِ ن ُ س ُ رَ ] (اِخ ) ابویحیی عبیداﷲ. مغنی معروف . مولد او به زمان عمربن الخطاب در مکه بوده و نواختن عود از دیوارگران ایرانی که بساختن کعبه آمده ب
ابن سریجلغتنامه دهخداابن سریج . [ اِ ن ُ س ُ رَ ] (اِخ ) ابوالعباس احمدبن عمربن سریج شیرازی ، ملقب به بازاشهب . از علمای شافعی و فقها و متکلمین آن مذهب . متوفی به بغداد305 هَ .ق . م
امل سریجینهلغتنامه دهخداامل سریجینه . [ ] (اِخ ) دهی است از شهرستان اهواز با طول جغرافیایی 49 درجه ، و عرض جغرافیایی 31 درجه و 40 دقیقه . (از فرهنگ آبادیهای ایران ).