سرگیجهفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهحالتی که به انسان دست میدهد و تصور میکند همه چیز دور او میچرخد؛ دوار؛ سرگیچش.
سرگیجهلغتنامه دهخداسرگیجه . [ س َ ج َ / ج ِ ] (اِمص مرکب ) به معنی سرگیجش است و به عربی دوار گویند. (برهان ). نام مرضی است که سر آدم میگردد و آن را به تازی دوار گویند. (جهانگیری )
سر گیجهگویش اصفهانی تکیه ای: sargiǰa طاری: sargiǰa طامه ای: sargiǰa طرقی: sargiǰa کشه ای: sargiǰa نطنزی: sargiǰa
سرگیجة سوسوزادficker vertigoواژههای مصوب فرهنگستانسرگیجهای که براثر نگاه کردن به منابع نوری نوسانکننده با بسامدهای پایین، بین چهار تا بیست بار در ثانیه، ایجاد میشود