سرکاریلغتنامه دهخداسرکاری . [ س َ ] (حامص مرکب ) داروغگی . || سربراهی کار. || ممتازی . || اهتمام . || سرانجام امری . (غیاث ) (آنندراج ).- سرکاری کردن ؛ کارفرمایی و رسیدگی به کاری
سرکاریزلغتنامه دهخداسرکاریز. [ س َ ] (اِخ ) دهی از دهستان بالا ولایت بخش حومه ٔ شهرستان تربت حیدریه . دارای 577 تن سکنه . آب آن از قنات . محصول آن غلات ، میوه جات . (از فرهنگ جغراف
سرکاریزلغتنامه دهخداسرکاریز. [ س َ ] (اِخ ) دهی از دهستان بالا ولایت بخش حومه ٔ شهرستان تربت حیدریه . دارای 577 تن سکنه . آب آن از قنات . محصول آن غلات ، میوه جات . (از فرهنگ جغراف
خانگی کوتللغتنامه دهخداخانگی کوتل . [ ] (اِخ ) کوتلی است بفاصله ٔ یک هزارگزی جنوب قلعه ٔ سرکاری علاقه داری درجه ٔاول حکومت درجه 2 ارغستان در ولایت قندهار. این ده بین خط 67 درجه و 3 دق
خدرولغتنامه دهخداخدرو. (اِخ ) قریه ای است به فاصله ٔچهل وشش هزارگزی شمال قلعه ٔ سرکاری معروف متصل به دریای سرخ آب علاقه ٔ حکومت درجه دو ارغستان ولایت قندهار افغانستان بمختصات جغ