سرپللغتنامه دهخداسرپل . [ س َ پ ُ ] (اِخ ) از قرای معروف بلوک ذهاب و قصر که در محل اتصال دو رود در قصر شیرین بنا شده . از دوره های قدیم مسکون بوده و در این نقطه دمرگان کتیبه ای
سرپللغتنامه دهخداسرپل . [ س َ پ ُ ] (اِخ ) نام شهرکی است نزدیک سمرقند بر کنار آب . (المعجم ). نام ناحیتی است نزدیک قرشی . (یادداشت مؤلف ).
سرپلbridgehead, BHواژههای مصوب فرهنگستانمنطقهای با فاصلۀ نسبتاً زیاد از کنارۀ رود در اراضی دشمن یا دشمن بالقوه که پس از تسخیر، عبور سربازان و تجهیزات را تسهیل میکند و نیز نقش پایگاهی را دارد که از
سرپل ساحلیbeachheadواژههای مصوب فرهنگستانمنطقۀ مشخصی از ساحل دشمن که چنانچه تصرف و نگهداری شود پیاده کردن افراد و وسایل را در ساحل امکانپذیر میکند و فضای رزمایشی لازم برای عملیات طرحریزیشده به ساحل
بلخابواژهنامه آزادنام شهرستانی در استان سرپل در شمال افغانستان. وجه تسمیه بلخاب بخاطر تامین آب شهر بلخ است که بلخاب می گویند یعنی محلی که آب بلخ از آنجا تامین می شود.
قراویزلغتنامه دهخداقراویز.[ ق َ ] (اِخ ) دهی از دهستان ذهاب بخش سرپل ذهاب شهرستان قصرشیرین واقع در 8000 گزی شمال باختر سرپل ذهاب و 3000 گزی شمال شوسه ٔ قصرشیرین به کرمانشاه . موقع
قادریلغتنامه دهخداقادری . [ دِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان زهاب بخش سرپل زهاب شهرستان قصر شیرین ، در 19000گزی شمال سرپل زهاب و کنار راه فرعی باویسی و در دشت واقع و هوای آن گرمسیر