سر نخواژهنامه آزاد(اِ.مر.)(مرکب از سر+نخ) آنچه که (امید رود) دنبال کردنش به کشف حقایقی بینجامد. در یکی از برنامه های طنز، دنبال کردن رشته هایی که به قاتل ختم می شدند، قاتل را به
سرنخ اطلاعاتیinformation scent, information cueواژههای مصوب فرهنگستاننشانههای بصری یا زبانشناختی که جستوجوگر را از ربط اطلاعات موردجستوجو آگاه میسازد
سرنخ بازیابیretrieval cueواژههای مصوب فرهنگستانمحرک یا عاملی کمکی که حافظه را در یادآوری یاری میکند
clueدیکشنری انگلیسی به فارسیسرنخ، گوی، گلوله نخ، کلید، مدرک، راهنما، نشان، گره، رشته، اثر، گلوله کردن، بشکل کلاف یا گلوله نخ درامدن
cluesدیکشنری انگلیسی به فارسیسرنخ، گوی، گلوله نخ، کلید، مدرک، راهنما، نشان، گره، رشته، اثر، گلوله کردن، بشکل کلاف یا گلوله نخ درامدن