سرمقلغتنامه دهخداسرمق . [ س َ م َ ] (اِخ ) شهری است در فارس در بلوک اصطخر. (از معجم البلدان ). شهری است به اصطخر. (منتهی الارب ). شهرکی کوچک است و ناحیتی است همه احوال آن همچنان
سرمقلغتنامه دهخداسرمق . [ س َ م َ ] (معرب ، اِ) معرب سرمه ، نام تره که آن را به هندی بتهوا گویند. (غیاث ) (آنندراج ). شرنگ و آن گیاهی است پهن برگ ، خوردن دو درهم تخم سائیده ٔ آن
سرمقالهلغتنامه دهخداسرمقاله . [ س َ م َ ل َ / ل ِ] (اِ مرکب ) مقاله ٔ مهمی که در اولین ستون اولین صفحه ٔ روزنامه یا مجله درج شود. (فرهنگ فارسی معین ).
سرمقالهفرهنگ انتشارات معین( ~ . مَ لِ) [ فا - ع . ] (اِمر.) مقالة مهمی که در اولین ستون اولین صفحة روزنامه یا مجله درج شود.
سرمقالهفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهمقالۀ اول روزنامه یا مجله؛ مقالهای که بهسبب اهمیت موضوع در صفحۀ اول روزنامه یا مجله چاپ شود.
سرمقالهلغتنامه دهخداسرمقاله . [ س َ م َ ل َ / ل ِ] (اِ مرکب ) مقاله ٔ مهمی که در اولین ستون اولین صفحه ٔ روزنامه یا مجله درج شود. (فرهنگ فارسی معین ).