سرمایۀ اجتماعیsocial capitalواژههای مصوب فرهنگستانگونهای از روابط میان افراد در قالبهای فردی و اجتماعی که تأثیر بسیار زیادی بر دستاوردهای اقتصادی و فرهنگی دارد
سرمایهفرهنگ مترادف و متضاد۱. پول، دستمایه، راسالمال، دارایی، مال، مایه، نقد، نقدینه، وجه ≠ کار ۲. دارایی غیرمادی، توان، قدرت (فکری، علمی، هنری )
سرمایهلغتنامه دهخداسرمایه . [ س َ رِ / س َرْ ی َ / ی ِ ] (اِ مرکب ) معروف است ولی در مایه و سرمایه فرق است و مایه رأس المال و آن سود که حاصل آید اگر خرج نکنند بر مایه سرمایه شود
دانش کیستیknow whoواژههای مصوب فرهنگستانتوانمندی و سرمایة اجتماعی لازم برای بهکارگیری دانش ازطریق روابط شخصی
اعتصاب عمومیلغتنامه دهخدااعتصاب عمومی . [ اِ ت ِ ب ِ ع ُ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) اعتصابی که از طرف عموم اعلام شود. اعتصابی که در تمام رشته ها و از طرف همه ٔ طبقات بمنظور تغییرات اساسی
واگذاری داراییassets divestment, assets divestitureواژههای مصوب فرهنگستانواگذاری تمام یا بخشی از سرمایه برای تحقق اهداف مالی یا اجتماعی یا تجاری
کار خانگیdomestic labour, domestic work, household labourواژههای مصوب فرهنگستانفرایندی که ازطریق آن زنان با انجام خدمات خانگی و اجتماعی کردن خانواده، به بازتولید سرمایه میپردازند
کمونیزملغتنامه دهخداکمونیزم . [ ک ُ مو / م ُ ] (فرانسوی ، اِ) کمونیسم . مسلک و طریقه ٔ اشتراکی . شیوعیه . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).نظام و مکتبی اجتماعی و مخالف رژیم سرمایه داری