سرمایهدارفرهنگ مترادف و متضاد۱. ثروتمند، غنی، متمول، پولدار ≠ فقیر، بیپول ۲. کاپیتالیست، امپریالیست ≠ پرولتاریا ۳. صاحب سرمایه ۴. مستکبر ≠ مستضعف
سرمایه دارلغتنامه دهخداسرمایه دار. [ س َ ی َ / ی ِ ] (نف مرکب ) صاحب ثروت و مال دار. (آنندراج ). کسی که دارای مال و ثروت فراوان است : بود سرمایه داران را غم بارتهی دست ایمن است از دزد
سرمایهداریcapitalismواژههای مصوب فرهنگستاننظامی اقتصادی مبتنی بر کارِ مزدبرانه و تولید محصول و عرضۀ خدمات برای فروش و مبادله و به دست آوردن سود در ابعادی فراتر از تأمین نیازهای بلافصل تولیدکننده
سرمایهداری دولتیstate capitalismواژههای مصوب فرهنگستاننظامی اقتصادی که در آن دولت سرمایه و استفاده از ابزار تولید را در انحصار خود قرار میدهد
سرمایهداری رفاقتیcrony capitalismواژههای مصوب فرهنگستاننظامی در بعضی از کشورهای سرمایهداری که براساس آن قراردادهای تجاری و بانکی و امتیازات و فرصتهای انحصاری و شبهانحصاری در اختیار اقوام و دوستان مقامات دولتی و ر
سرمایهداری سازمانباختهdisorganised capitalismواژههای مصوب فرهنگستاندر سرمایهداری پیشرفته رونـدی که بـه پـراکنش فـزاینـدۀ گـروههای اجتـماعـیـ اقتصادی میانجامد