سرلاد پسینsecondary meristemواژههای مصوب فرهنگستانبافتی شامل یاختههای بُنلادی که بین بافتهای چوبی و آبکش ریشه و ساقۀ گیاهان قرار دارد و باعث رشد قطری آنها میشود
سرلادلغتنامه دهخداسرلاد. [ س َ ] (اِ مرکب ) سردیوار چنانکه بن لاد پای دیوار است ، چه لاد بمعنی دیوار باشد. (برهان ). رده ٔ بالایین دیوار چنانکه بن لاده رده ٔ پائین دیوار، چه لاده
سَرلادmeristemواژههای مصوب فرهنگستانبافتی که توانایی تقسیم یاختههای تشکیلدهندۀ آن زیاد است و یاختههای حاصل از تقسیم آن از یکدیگر متمایز و به یاختههای متفاوتی تبدیل میشوند
پارزای پسینsecondary meristemواژههای مصوب فرهنگستاننوعی پارزا که یاختههای بنیادی آن از یاختههای تمایزیافتة قبلی به وجود میآید و سپس فعالیت پارزایی خود را آغاز میکند * این واژه پیش از این با معادل سرلاد پسی
بُنلاد چوبپنبهcork cambiumواژههای مصوب فرهنگستان1. یکی از انواع بُنلادهای پسین که منشأ چوبپنبه است 2. نوعی سرلاد جانبی که منشأ پیراپوست است متـ . چوبپنبهزا phellogen
ملغتنامه دهخدام . (حرف ) حرف بیست و هشتم ازالفبای فارسی و حرف بیست و چهارم از الفبای ابتثی (حروف هجای عربی که به ترتیب الف . ب . ت . ث آید، مقابل ابجدی ) و حرف سیزدهم از الفب
سرلادلغتنامه دهخداسرلاد. [ س َ ] (اِ مرکب ) سردیوار چنانکه بن لاد پای دیوار است ، چه لاد بمعنی دیوار باشد. (برهان ). رده ٔ بالایین دیوار چنانکه بن لاده رده ٔ پائین دیوار، چه لاده