سرلاد نخستینprimary meristemواژههای مصوب فرهنگستانسرلادی در رویان گیاه که ساختار آن از خارج به داخل شامل پیشپوست و سرلاد زمینه و بُنلاد است
سرلادلغتنامه دهخداسرلاد. [ س َ ] (اِ مرکب ) سردیوار چنانکه بن لاد پای دیوار است ، چه لاد بمعنی دیوار باشد. (برهان ). رده ٔ بالایین دیوار چنانکه بن لاده رده ٔ پائین دیوار، چه لاده
سَرلادmeristemواژههای مصوب فرهنگستانبافتی که توانایی تقسیم یاختههای تشکیلدهندۀ آن زیاد است و یاختههای حاصل از تقسیم آن از یکدیگر متمایز و به یاختههای متفاوتی تبدیل میشوند
پارزای نخستینprimary meristemواژههای مصوب فرهنگستانمجموعة سه نوع بافت پارزایی که از پارزای رأسی به وجود میآیند و پیشپوست و پارزای زمینه و پیشلایهزا را شامل میشوند * این واژه پیش از این با معادل سرلاد نخست
بافت چوبی نخستینprimary xylemواژههای مصوب فرهنگستانبافت چوبی که از سرلاد انتهایی پدید میآید متـ . چوب نخستین
پارزای زمینهground meristemواژههای مصوب فرهنگستاننوعی پارزای نخستین که از پارزای رأسی پدید میآید و به بافت زمینه تبدیل میشود * این واژه پیش از این با معادل سرلاد زمینه به تصویب رسیده بود که با توجه به نظرات
لبیبیلغتنامه دهخدالبیبی . [ ل َ ] (اِخ ) از شعرای معروف اواخر قرن چهارم و اوایل قرن پنجم هجری است و مسعودسعد وی را اوستاد و سیدالشعرا خوانده در قصیدتی بمطلع:بنظم و نثر گر امروز ا
ملغتنامه دهخدام . (حرف ) حرف بیست و هشتم ازالفبای فارسی و حرف بیست و چهارم از الفبای ابتثی (حروف هجای عربی که به ترتیب الف . ب . ت . ث آید، مقابل ابجدی ) و حرف سیزدهم از الفب