صرلابلغتنامه دهخداصرلاب . [ ص ُ ] (اِ) مخفف اسطرلاب است : همی بازجستند راز سپهربه صرلاب تا بر که گردد به مهر. فردوسی .رجوع به اسطرلاب شود.
سَرَابٍفرهنگ واژگان قرآنسراب - آب موهومي که در بيابان از دور برق ميزند و انسان خيال ميکند آنجا آب است ، و هر امر بيحقيقت را که به نظر حقيقت برسد نيز به عنوان استعاره سراب ميگويند
سَرَابٍفرهنگ واژگان قرآنسراب - آب موهومي که در بيابان از دور برق ميزند و انسان خيال ميکند آنجا آب است ، و هر امر بيحقيقت را که به نظر حقيقت برسد نيز به عنوان استعاره سراب ميگويند
سردَووگویش بختیاریسرداب (چالهاى که کشاورزان در صحرابراى ذخیره کردن آب مىکَنَند وشاخههاى درخت را بهطور مخروطىروى آن گذارند تا آفتاب نتابد و زلال وخنک شود و از آن براى آشامیدن استف