سرقصلغتنامه دهخداسرقص . [ س َ ق ُ ] (اِخ ) شهری است از اندلس ، جایی با نعمت بسیار و آبادانی و بازرگانان روم و مغرب با خواسته ٔ بسیار. (حدود العالم ). رجوع به سرقسطه شود.
درپاشلغتنامه دهخدادرپاش . [ دُ ] (نف مرکب ) درپاشنده . دربار : چون از سرقصه های درپاش شد قصه قیس در جهان فاش .نظامی .