سرفصلفرهنگ مترادف و متضاد۱. آغاز، شروع، ابتدا ۲. مرحله مهم، مرحله سرنوشتساز ۳. عنوان، سرآغاز (فصل کتاب)
سرفیللغتنامه دهخداسرفیل . [ س َ رِ ] (اِمرکب ) معروف کنایه از خصیة. (آنندراج ) : در آن قطار عجب بختیان سرمستندکه بارشان سرفیل است و دست خر سربار.حکیم شفایی (از آنندراج ).
سروصلsplice 1واژههای مصوب فرهنگستاناتصال حاصل از وصل شدن دو سر هریک از اجزای تایر، در هنگام ساخت تایر
سرفاصلۀ ایستگاهیstation headwayواژههای مصوب فرهنگستانکوتاهترین سرفاصلۀ ممکن که در ایستگاهها به کار گرفته میشود
سرفاصلۀ مسیرway headwayواژههای مصوب فرهنگستانحداقل فاصلۀ گذر قابلِدستیابی در خطوط آزاد بدون ایستگاه
headingsدیکشنری انگلیسی به فارسیسرفصل ها، عنوان، سرصفحه، عنوان گذاری، سرنامه، باسرتوپ زدن، تاریخ و نشانی نویسنده کاغذ