سرد و گرم چشیدنلغتنامه دهخداسرد و گرم چشیدن . [ س َ دُ گ َ چ َ / چ ِ دَ ] (مص مرکب ) شادی و اندوه روزگار را دیدن . تلخی و شیرینی زندگی را چشیدن . رجوع به سرد شود.
سرد و گرم چشیدهلغتنامه دهخداسرد و گرم چشیده . [ س َ دُ گ َ چ َ / چ ِ دَ / دِ ] (ن مف مرکب ) مجرب . کاردیده . جهاندیده . تجربه اندوخته : نصیحت همچو من پیری افتاده ، پخته ، پرورده ، جهاندیده
صبحانۀ کاملfull breakfastواژههای مصوب فرهنگستانصبحانهای شامل صبحانۀ مخصوص به علاوۀ غذاهای سرد و گرم
صبحانۀ مخصوصexpanded breakfastواژههای مصوب فرهنگستانصبحانهای شامل صبحانۀ معمولی به علاوۀ پنیر و گوشتهای سرد و انواع نوشیدنیهای سرد و گرم