سردَووگویش بختیاریسرداب (چالهاى که کشاورزان در صحرابراى ذخیره کردن آب مىکَنَند وشاخههاى درخت را بهطور مخروطىروى آن گذارند تا آفتاب نتابد و زلال وخنک شود و از آن براى آشامیدن استف
نجم الدینلغتنامه دهخدانجم الدین . [ ن َ مُدْ دی ] (اِخ )(شیخ ...) محمودبن محمدبن ابوالقاسم ، ملقب به شیخ نجم الدین و معروف به سردوز. از زهاد شیراز است و به سال 697 هَ . ق . درگذشته .
دامکلغتنامه دهخدادامک . [ م َ ] (اِمصغر) مصغر دام . دام خرد. دام کوچک . رجوع به دام شود. || مقنعه و سرانداز زنان را نیز گفته اند. (برهان ). دامنی . (برهان ). سرانداز زنان که تور