سردخانهلغتنامه دهخداسردخانه . [ س َ ن َ / ن ِ ] (اِ مرکب ) محلی است برای نگاهداری گوشت و ماهی و سایر مأکولات فاسدشدنی : مأکولات زمستانی و مخللات و سردخانه ها از شیرینی های گوناگو
سردخانهفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهمحلی دربسته و سرپوشیده با دمای پایین و ثابت برای نگهداری گوشت، میوه و سایر چیزهای فاسدشدنی.
سردخانهcold storeواژههای مصوب فرهنگستانمحفظهها یا اتاقهایی در دمای بسیار پایین یا زیرصفر درجه برای انبار کردن مواد غذایی بهمنظور افزایش ماندگاری آنها
سردخانهگذاریcold storageواژههای مصوب فرهنگستاننگهداری مواد غذایی در سردخانه بهمنظور افزایش ماندگاری آنها
سردخانهگذاریcold storageواژههای مصوب فرهنگستاننگهداری مواد غذایی در سردخانه بهمنظور افزایش ماندگاری آنها
دماآمایی سردخانهایcold room temperingواژههای مصوب فرهنگستانافزایش تدریجی دمای گوشت منجمد در بخشی از سردخانه که دمای آن بالای صفر است
کشتی یخچالیreefer shipواژههای مصوب فرهنگستانکشتی مجهز به تجهیزات سردخانهای برای حمل کالاهای فاسدشدنی