سرخ کردنلغتنامه دهخداسرخ کردن . [ س ُ ک َ دَ ] (مص مرکب ) برنگ سرخ درآوردن . چیزی را رنگ سرخ زدن . || گوشت یا سبزی وجز آن را با روغن داغ برشته کردن . بریان کردن گوشت و بادنجان و کدو
سرخ کردن تابهایpan fryingواژههای مصوب فرهنگستاننوعی سرخ کردن مواد غذایی در میزان کمی روغن در تابه و با حرارت ملایم متـ . سرخ کردن سطحی shallow frying