سراسکندلغتنامه دهخداسراسکند. [ س َ اِ ک َ ] (اِخ ) نام یکی از بخشهای شهرستان تبریز که در جنوب خاوری تبریز و دامنه ٔ شرقی کوه سهند واقع است . آب قراء بخش از رودخانه های محلی که تعدا
سراسکند پائینلغتنامه دهخداسراسکند پائین . [ س َ اِ ک َ دِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان آتش بیگ بخش سراسکند شهرستان تبریز. آب آن از چشمه و رود تأمین میشود. محصول آن غلات ، حبوب ، پنبه . (ا
سراسکند حاجی نورعلیلغتنامه دهخداسراسکند حاجی نورعلی . [ س َ اِ ک َ دِ ع َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان آتش بیگ بخش سراسکند شهرستان تبریز. دارای 212 تن سکنه است . آب آنجا از چشمه و رود تأمین میش
سراسکند فرج نایب کوهلغتنامه دهخداسراسکند فرج نایب کوه . [ س َ اِ ک َ ف َ رَ ی ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان آتش بیگ بخش سراسکند شهرستان تبریز. دارای 212 تن سکنه است . آب آن از چشمه و رود تأمین
سراسکندخانلغتنامه دهخداسراسکندخان . [ س َ اِ ک َ ] (اِخ ) قصبه و مرکز بخش سراسکند از شهرستان تبریز. سکنه ٔ قصبه در حدود 2266 تن است . هوای آن معتدل و سکنه ٔ آن 1864 تن است . آب آن از
حسن کندی سراسکندلغتنامه دهخداحسن کندی سراسکند. [ ح َ س َ ک َ س َ ] (اِخ ) دهی است از بخش سراسکند شهرستان تبریز. 12هزارگزی جنوب سراسکند، 5هزارگزی خطآهن میانه به مراغه . کوهستانی ، معتدل . سک
سراسکند پائینلغتنامه دهخداسراسکند پائین . [ س َ اِ ک َ دِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان آتش بیگ بخش سراسکند شهرستان تبریز. آب آن از چشمه و رود تأمین میشود. محصول آن غلات ، حبوب ، پنبه . (ا
سراسکند حاجی نورعلیلغتنامه دهخداسراسکند حاجی نورعلی . [ س َ اِ ک َ دِ ع َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان آتش بیگ بخش سراسکند شهرستان تبریز. دارای 212 تن سکنه است . آب آنجا از چشمه و رود تأمین میش
سراسکند فرج نایب کوهلغتنامه دهخداسراسکند فرج نایب کوه . [ س َ اِ ک َ ف َ رَ ی ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان آتش بیگ بخش سراسکند شهرستان تبریز. دارای 212 تن سکنه است . آب آن از چشمه و رود تأمین
سراسکندخانلغتنامه دهخداسراسکندخان . [ س َ اِ ک َ ] (اِخ ) قصبه و مرکز بخش سراسکند از شهرستان تبریز. سکنه ٔ قصبه در حدود 2266 تن است . هوای آن معتدل و سکنه ٔ آن 1864 تن است . آب آن از
حسن کندی سراسکندلغتنامه دهخداحسن کندی سراسکند. [ ح َ س َ ک َ س َ ] (اِخ ) دهی است از بخش سراسکند شهرستان تبریز. 12هزارگزی جنوب سراسکند، 5هزارگزی خطآهن میانه به مراغه . کوهستانی ، معتدل . سک