انتخابات سراسریgeneral election, regular electionواژههای مصوب فرهنگستانانتخاباتی که بهطور منظم در فواصل زمانی معین در کل کشور برگزار میشود
انتقال سراسریcommunity transmissionواژههای مصوب فرهنگستانانتقال بیماری به افراد مختلف درحالیکه محل منبع اولیة آلودگی ناشناس و مسیر آلودگی ناشناخته است متـ . انتقال منشأنامعیّن transmission of unknown origin
بارنامۀ سراسریthrough bill of lading, through billواژههای مصوب فرهنگستانبارنامهای که در آن جابهجایی کالا از شناوری به شناور دیگر یا از شناوری به دیگر انواع وسایل حمل کالا از قبیل ریلی یا جادهای قید شده است و مسئولیت بار در هر مرح
بلیت سراسریfull way ticketواژههای مصوب فرهنگستانبلیتی که با ارائۀ آن و وارد شدن به یک ایستگاه بتوان در مسیرهای مختلف و با تعویض خط، در هر مسیری مسافرت کرد؛ با خروج مسافر از یک ایستگاه، بلیت اعتبار خود را از د
ترمز سراسریthrough brakeواژههای مصوب فرهنگستانسامانۀ ترمزی که با آن ترمزگیری کل قطار ازطریق لوکوموتیو انجام میشود
بافۀ برق قطارelectric trainlineواژههای مصوب فرهنگستانبافهای سراسری بین واگنها که با اتصالات الکتریکی، توان برق یا نشانک فرمان را از واگنی به واگن دیگر منتقل میکند متـ . کابل برق قطار
تیر چنددهانهmultispan beamواژههای مصوب فرهنگستانتیری سراسری که تعداد تکیهگاههای آن یکی بیشتر از تعداد دهانههای آن باشد