sniffedدیکشنری انگلیسی به فارسیsniffed، خر خر کردن، بو کشیدن، بینی گرفتن، فن فن کردن، موس موس کردن، استشمام کردن، خرناس کش، اب بینی را بالا کشیدن
نقشۀ مغناطیسیmagnetic map, magnetic chartواژههای مصوب فرهنگستاننوعی نقشۀ خاصمنظوره که پراکندگی یکی از عناصر مغناطیسی را سدهبهسده نشان میدهد