سداسیلغتنامه دهخداسداسی . [ س ُ سی ی ] (ع ص نسبی ، اِ) ازار شش ذرعی . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ازاری که درازی آن شش ذرع بود. (اقرب الموارد). || شش حرفی . (ناظم الاطباء). که
ساسیانیلغتنامه دهخداساسیانی . (اِخ ) محمدبن اسماعیل بن ابی بکر عبدالجباربن احمدبن محمد ناقدی ساسیانی جراحی . از مردم محله ٔ ساسیان مرو و از محدثان نیمه ٔ اول قرن ششم بود. تولد وی ب
ساسیلغتنامه دهخداساسی . (اِخ ) ابراهیم بن محمد ساسی وراق . از لغویان و نحویان قدیم است . (فهرست ابن ندیم ).
ساسیلغتنامه دهخداساسی . (اِخ ) ابوالمعالی بن ابی الرضابن بدر ساسی از مردم ساس واسط و از محدثان است . (معجم البلدان یاقوت ).
خماسیلغتنامه دهخداخماسی . [ خ ُ سی ی ] (ع ص نسبی ) پنجی . آنچه پنج واحد از یک چیز دارد.- غلام خماسی ؛ کودک پنج شبری و گویند غلام سداسی یا سباعی ، زیرا که چون از پنج شبر تجاوز کر
زهرلغتنامه دهخدازهر. [ زُ ] (اِخ ) ابن طاهربن محمد نیشابوری مکنی به ابوالقاسم . متوفی به سال 533 هَ . ق . وی در عصر خود محدث بنام بود. او راست : «السداسیات و الخماسیات ». (از ا
حطابلغتنامه دهخداحطاب . [ ح َطْ طا ] (اِخ ) رازی ، مکنی به ابی عبداﷲ.او راست : کتاب المشیخة و کتاب السداسیات . وی در نیمه ٔ دوم سده ٔ پنجم و نیمه ٔ اول قرن ششم هجری میزیست .
احمدلغتنامه دهخدااحمد. [ اَ م َ ] (اِخ ) ابن محمد سلفی اصفهانی ،مکنی به ابوطاهر. مولد او به سال 472 هَ .ق . و وفات 576 بوده است . او راست : کتاب اربعین . کتاب مشیخةالبغدادیة. کت
جزءلغتنامه دهخداجزء. [ ج َزْءْ ] (ع مص ) بخش کردن و پاره پاره نمودن . (از منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). پاره پاره کردن . (دهار) (ناظم الاطباء). تقسیم و تجزیه کردن .