هجوفرهنگ مترادف و متضاد۱. سخریه، مسخره، هجا، هجویه، هزل ۲. بیهوده، پوچ، مبتذل، مزخرف، مهمل ۳. نامربوط
تهازولغتنامه دهخداتهازؤ. [ ت َ زُءْ ] (ع مص ) سخریه کردن . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا) (از اقرب الموارد).
تروملغتنامه دهخداتروم . [ ت َ رَوْ وُ م ُ ] (ع مص ) سخریه کردن به کسی . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از المنجد).