نشیب و فراز دیدهلغتنامه دهخدانشیب و فراز دیده . [ ن ِ / ن َ ب ُ ف َ دی دَ / دِ ] (ن مف مرکب ) مجرب . که سخت و سست و پست و بلند جهان دیده است . سرد و گرم چشیده . تجربت اندوخته .
گرم و سردلغتنامه دهخداگرم و سرد. [ گ َ م ُ س َ ] (ترکیب عطفی ، اِ مرکب ) حار و بارد. رجوع به گرم و رجوع به سرد شود. || کنایه از حوادث زمان . (آنندراج ). کنایه از محنت و راحت و سخت و
مشجذلغتنامه دهخدامشجذ. [ م ُ ج ِ ] (ع ص ) چیزی سخت و اذیت دهنده . || باران نرم و سست . (از منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد).
سختلغتنامه دهخداسخت . [ س َ ] (ص ) هندی باستان ریشه ٔ «سک ، سکنوتی » (توانستن ، قدرت داشتن )، سانسکریت «سکتا» (توانا)، پهلوی «سخت » ، بلوچی «سک » (سخت ، محکم ، استوار)، یودغا «
عضاللغتنامه دهخداعضال . [ ع ُ ] (ع ص ) شدید وسخت : داء عضال ؛ بیماری سخت و عاجزکننده ٔ اطبا و غالب بر ایشان . (از منتهی الارب ). بیماری سخت و خسته کننده و چیره شونده . (از اقرب