سختتر کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات فردی ختتر کردن، تشدیدکردن، بدترکردن، برانگیختن، استخوان لای زخم گذاشتن، آتش زدن بغرنج ترکردن، تقویت کردن، افزودن، زوال یافتن
عبوسا قمطریرافرهنگ فارسی عمید / قربانزادهسختترشرو و اخمو؛ با روی ترش و گرفته. Δ مٲخوذ از آیۀ ۱۰ سورۀ انسان «اِنّا نَخافُ مِن رَبَّنا یَوماً عبوساً قمطریرا» (= همانا میترسیم از پروردگار خود از
یخقطبice pole, pole of inaccessibilityواژههای مصوب فرهنگستانمرکز تقریبی سختترین قسمت یختود شمالگان نزدیک 83 یا 84 درجۀ عرض شمالی و 160 درجۀ طول غربی
کوارتزفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهکانی شفافی که از شیشه سختتر است و در جواهرسازی، ساعتسازی، ساختن وسایل نوری و الکترونی به کار میرود.