سحبانلغتنامه دهخداسحبان . [ س َ ] (اِخ ) نام آبی است . (معجم البلدان ) : لولا بنی ّ ما حضرت سحبان و لا اخذت أجرة من انسان .؟(از معجم البلدان ).
سحبانلغتنامه دهخداسحبان . [ س َ ] (ع ص ) نیک برنده و کشنده ٔ هر چیز. (منتهی الارب ). جَرّاف . (اقرب الموارد). || باقی آب در مشک . (مهذب الاسماء) (دهار).
صهبانلغتنامه دهخداصهبان . [ ص ُ ] (اِخ ) ابن سعدبن مالک . از مردم نخع و از قحطانیان است . کمیل بن زیاد از فرزندان اوست . (الاعلام زرکلی ص 436).
سحبان وائللغتنامه دهخداسحبان وائل . [ س َ ن ِ ءِ ] (اِخ ) سحبان بن زفربن ایاس الوائلی ، از باهله . خطیبی است که در بیان و فصاحت و بلاغت مشهور است و گفته شده است «اخطب من سحبان ». شهرت
سحبان بیانلغتنامه دهخداسحبان بیان . [ س َ ب َ] (ص مرکب ) که در فصاحت سحبان را ماند : آصف حاتم سنی احنف سحبان بیان یحیی خالدعطا جعفر هارون شعار. خاقانی .رجوع به سحبان وائل شود.
واقعبن سحبانلغتنامه دهخداواقعبن سحبان . [ ق ِ ع ِ ن ِ س َ ] (اِخ ) ابوالحسن واقعبن سحبان تابعی است . (از یادداشت مؤلف ).
واقعبن سحبانلغتنامه دهخداواقعبن سحبان . [ ق ِ ع ِ ن ِ س َ ] (اِخ ) ابوعقیل واقعبن سحبان تابعی است . (از یادداشت مؤلف ).
سحبان وائللغتنامه دهخداسحبان وائل . [ س َ ن ِ ءِ ] (اِخ ) سحبان بن زفربن ایاس الوائلی ، از باهله . خطیبی است که در بیان و فصاحت و بلاغت مشهور است و گفته شده است «اخطب من سحبان ». شهرت
سحبان بیانلغتنامه دهخداسحبان بیان . [ س َ ب َ] (ص مرکب ) که در فصاحت سحبان را ماند : آصف حاتم سنی احنف سحبان بیان یحیی خالدعطا جعفر هارون شعار. خاقانی .رجوع به سحبان وائل شود.
واقعبن سحبانلغتنامه دهخداواقعبن سحبان . [ ق ِ ع ِ ن ِ س َ ] (اِخ ) ابوالحسن واقعبن سحبان تابعی است . (از یادداشت مؤلف ).
واقعبن سحبانلغتنامه دهخداواقعبن سحبان . [ ق ِ ع ِ ن ِ س َ ] (اِخ ) ابوعقیل واقعبن سحبان تابعی است . (از یادداشت مؤلف ).