سحابی گلسرخRosette Nebulaواژههای مصوب فرهنگستانسحابی پخشیدهای در صورت فلکی تکشاخ به پهنای یک درجه که یک ستارۀ قدر پنج را فراگرفته است و به شکل گل سرخ دیده میشود
سحابیلغتنامه دهخداسحابی . [ س َ ] (اِخ ) استرآبادی . لطفعلی بیک آذر آرد: ازجمله ٔ ارباب صلاح و اصحاب فلاح است ، مدتی سالک طریق نظم بود، آخرالامر بعد از مجاورت آستانه ٔ رضویه بتحص
سحابیلغتنامه دهخداسحابی . [ س َ ] (اِخ ) نجفی . مؤلف مرآت الخیال آرد: مولانا سحابی نجفی ، محقق و صاحب حال بود و در مطاوی چهار مصراع رباعی هزاران معانی بلند و مطلب ارجمند ودیعت ن
سحابیلغتنامه دهخداسحابی . [ س َ ] (ع اِ) نام ستاره هایی است خرد. ابوریحان آرد : اندر آسمان پنج کوکب است ازگونه ٔ کاهکشان چون پاره ٔ ابر و ایشان را سحابی خوانند. (التفهیم ). و کوا
سحابی گلسرخRosette Nebulaواژههای مصوب فرهنگستانسحابی پخشیدهای در صورت فلکی تکشاخ به پهنای یک درجه که یک ستارۀ قدر پنج را فراگرفته است و به شکل گل سرخ دیده میشود
سحابیلغتنامه دهخداسحابی . [ س َ ] (اِخ ) استرآبادی . لطفعلی بیک آذر آرد: ازجمله ٔ ارباب صلاح و اصحاب فلاح است ، مدتی سالک طریق نظم بود، آخرالامر بعد از مجاورت آستانه ٔ رضویه بتحص
لایلغتنامه دهخدالای . (اِ) گل نرم که از آب گل آلود برجایی نشیند. گل نرم که در آب گل آلود ته نشین شود یا به دیوار و اطراف بندد. گل بسیار نرم که پس از گذشتن سیل و مانند آن برجای
شربلغتنامه دهخداشرب . [ ش َ ] (اِ) کتانی است بسیار لطیف مصریان را و زردوزش به میان بندند. (دیوان البسه ٔ نظام قاری ص 201). کتان نازک تنک وباریک که بر سر بندند و پیراهن کنند. (ا
برجلغتنامه دهخدابرج . [ ب ُ ] (ع اِ) کوشک . (ترجمان علامه ٔ جرجانی ترتیب عادل بن علی ) (آنندراج ) (منتهی الارب ) (کشاف اصطلاحات الفنون ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء) (زمخشر