سحابیلغتنامه دهخداسحابی . [ س َ ] (اِخ ) استرآبادی . لطفعلی بیک آذر آرد: ازجمله ٔ ارباب صلاح و اصحاب فلاح است ، مدتی سالک طریق نظم بود، آخرالامر بعد از مجاورت آستانه ٔ رضویه بتحص
سحابیلغتنامه دهخداسحابی . [ س َ ] (اِخ ) نجفی . مؤلف مرآت الخیال آرد: مولانا سحابی نجفی ، محقق و صاحب حال بود و در مطاوی چهار مصراع رباعی هزاران معانی بلند و مطلب ارجمند ودیعت ن
سحابیلغتنامه دهخداسحابی . [ س َ ] (ع اِ) نام ستاره هایی است خرد. ابوریحان آرد : اندر آسمان پنج کوکب است ازگونه ٔ کاهکشان چون پاره ٔ ابر و ایشان را سحابی خوانند. (التفهیم ). و کوا
صحابیلغتنامه دهخداصحابی . [ ص َ بی ی ] (ع ص نسبی ، اِ) منسوب به صحابة. (قطر المحیط). آنکه درک صبحت رسول (ص ) کرده است . در تعریفات گوید: الصحابی هو فی العرف من رأی النبی صلی اﷲ
صهابیلغتنامه دهخداصهابی . [ ص ُ بی ی ] (ع ص ) جمل صهابی : اصهب اللون ؛ یعنی شتر که سپیدی وی را بسرخی آمیخته باشد. || پشم که سپیدی آنرا سرخی آمیخته باشد. || چیز بسیار که کم نشده ب
سحابی روشنbright nebulaواژههای مصوب فرهنگستانسحابیای که به دلیل گسیل نور خود یا بازتاب نور ستارهها میدرخشد