سجادلغتنامه دهخداسجاد. [ س َج ْ جا ] (اِخ ) علی بن حسین بن علی معروف به سجاد و مکنی به ابوالحسن و ملقب به زین العابدین . امام چهارم شیعیانست . رجوع به ابوالحسن علی بن حسین بن عل
سجادلغتنامه دهخداسجاد. [ س َج ْ جا ] (اِخ ) لقب ابومحمدعلی بن عبداﷲبن عباس بن عبدالمطلب مکنی به ابومحمد. از اعیان تابعین است و به کثرت عبادت و نماز مشهور است او را لقب سجاد داده
سجادلغتنامه دهخداسجاد. [ س َج ْ جا ] (ع ص ) بسیار سجده کننده . (اقرب الموارد) (آنندراج ). مبالغه در سجود.
سجادهلغتنامه دهخداسجاده . [ ] (اِخ ) در صنعت کیمیا (زرسازی ) بحث کرده و گویند بعمل اکسیر تام دست یافته . (فهرست ابن الندیم ص 497).
سجادهلغتنامه دهخداسجاده . [ ] (اِخ ) در صنعت کیمیا (زرسازی ) بحث کرده و گویند بعمل اکسیر تام دست یافته . (فهرست ابن الندیم ص 497).