46 مدخل
دوختن، خیاطی کردن، دوزندگی کردن
صصص . [ ص َ ص َ ] (ع اِ) حدث کودک و پلیدی او. (منتهی الارب ).
دوختن
فاضلاب، زه کشی، مجموع مجرای فاضلاب، فاضل اب
sewars
دوخته شده، دوختن، خیاطی کردن، دوزندگی کردن