ستودندیکشنری فارسی به انگلیسیadmire, applaud, commend, eulogize, laud, magnify, praise, sing, venerate
ستودنلغتنامه دهخداستودن . [ س ُ / س ِ دَ ] (مص ) اوستا ریشه ٔ «ستو، سته اومی » (مدح کردن ، تمجید کردن )، پهلوی «ستوتن » ، هندی باستان ریشه ٔ «ستااوتی ، ستو» ، استی «ست ، ان » (مد
ستودنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اخلاقیات رین خواندن، آفرینگفتن▼، تعریف کردن، ستایش کردن، چاپلوسی کردن، اغراق کردن، پربها دادن
ستودنیلغتنامه دهخداستودنی . [ س ُ / س ِ دَ / دِ ] (ص لیاقت ) آنچه لایق ستودن باشد. آنچه درخور ستایش باشد.
ستودنیلغتنامه دهخداستودنی . [ س ُ / س ِ دَ / دِ ] (ص لیاقت ) آنچه لایق ستودن باشد. آنچه درخور ستایش باشد.