سبک پافرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. تندرو؛ چابک؛ چالاک.۲. آنچه در جایی آرام نمیگیرد؛ گریزپا؛ سبکگام.
سبکپالغتنامه دهخداسبکپا. [ س َ ب ُ ] (ص مرکب ) سبکپای . کنایه از گریزپای . (برهان ) (شرفنامه ) (آنندراج ). زودگذر : چیست بدیوان عشق حاصل کارم جز آب عمر سبکپای گشت بخت گران خواب ش
ربذلغتنامه دهخداربذ. [ رِ ب َ ] (ع ص ) سبک پا در رفتار. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد).- ربذالعنان ؛ تنها گریزنده . (آنندراج ) (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (ن