سبکفرهنگ مترادف و متضاد۱. خفیف، کموزن ≠ ثقیل، سنگین، گران، وزین ۲. لطیف ۳. بیوقار، بیوقر، جلف ≠ موقر ۴. سبکبار ۵. بیغم، راحت ۶. شتابان، به سرعت، بلافاصله، فورتند، زود، سریع ۷. نازک ۸.
سبکدیکشنری فارسی به انگلیسیaccent, fashion, key, light, mode, papery, phraseology, portable, slight, style, thin, tone, underweight, undignified, unsubstantial, vein, way, yeasty
وابستگی فرهنگیcultural dependencyواژههای مصوب فرهنگستانپذیرش فرهنگ و ارزشها و سبک زندگی جامعهای دیگر غالباً تحت فشار آن جامعه
بومفاشیسمecofascismواژههای مصوب فرهنگستانتأکید برخی از مدافعان افراطی محیطزیست بر این که همۀ افراد باید، علیرغم تمایلات و نیازهای شخصی، سبک زندگی سازگار با محیطزیست را برگزینند