سبکتگینلغتنامه دهخداسبکتگین . [ س َ ب ُ ت َ ] (اِخ ) حاجب عزالدوله بختیار. (تجارب السلف ص 240). و رجوع به حبیب السیر چ جدید ج 2 ص 429 شود.
سبکتگینلغتنامه دهخداسبکتگین . [ س َ ب ُ ت َ ] (مغولی ، ص مرکب ) سبک قدم . (آنندراج ) (غیاث ). نیک قدم ، زیرا که بلغت مغولیه سوبوک پی ، پاو تگین نیکوصورت بود. (سنگلاخ ). تکین (شجاع
سبکتگینلغتنامه دهخداسبکتگین . [ س َ ب ُ ت َ] (اِخ ) ناصرالدین ، نام پدر سلطان محمود غزنوی . (آنندراج ) (غیاث ). مؤسس سلسله ٔ غزنویان ، او غلامی ترک بود. یکی از بازرگانان خراسان که
پور سبکتگینلغتنامه دهخداپور سبکتگین . [ رِ س َ ب ُ ت َ ] (اِخ ) مراد محمود غزنوی است : پور سبکتگین تویی دولت یار خدمتت بنده بدور دولتت رشک روان عنصری .خاقانی .
سبکتکینفرهنگ نامها(تلفظ: saboktakin) (مغولی) سبکتگین ، سبک قدم ، نیک قدم ؛ (در اعلام) نام پدر سلطان محمود غزنوی و مؤسس سلسله غزنویان .
پور سبکتگینلغتنامه دهخداپور سبکتگین . [ رِ س َ ب ُ ت َ ] (اِخ ) مراد محمود غزنوی است : پور سبکتگین تویی دولت یار خدمتت بنده بدور دولتت رشک روان عنصری .خاقانی .
سبکتکینفرهنگ نامها(تلفظ: saboktakin) (مغولی) سبکتگین ، سبک قدم ، نیک قدم ؛ (در اعلام) نام پدر سلطان محمود غزنوی و مؤسس سلسله غزنویان .
اسماعیللغتنامه دهخدااسماعیل . [ اِ ] (اِخ ) ابن سبکتگین (ناصرالدولة). پس از وفات سبکتگین (378 هَ . ق .) بنا بر وصیت سبکتگین امرای غزنوی اسماعیل پسر کوچک سبکتگین را به امارت برداشتن
اسماعیللغتنامه دهخدااسماعیل . [ اِ ] (اِخ ) ابن ناصرالدین سبکتگین . رجوع به اسماعیل بن سبکتگین و حبیب السیر ج 2 جزو4 ص 135 شود.
غزنویلغتنامه دهخداغزنوی . [ غ َ ن َ ] (اِخ ) محمودبن سبکتگین را گویند. (از آنندراج ) : ناز و نیاز کار ایاز است و غزنوی کآن بنده ٔ نیاز شد و این غلام ناز. ملاشانی تکلو (از آنندراج