سبق و رمایهلغتنامه دهخداسبق و رمایه . [ س َ ق ُ رِ ی َ ] (ترکیب عطفی ، اِ مرکب ) لغةً این دو کلمه در جای خود معنی شده است ولی مراد بهر یک از این دو عقد و تعهدی است بین دو نفر بر پیشی گ
سبق ورمایهفرهنگ انتشارات معین( ~ . وَ یِ) [ ع - فا. ] (اِمر.) شرط ، پیمانی بین دو نفر برای مسابقه در اسب دوانی و تیراندازی .
سبق و رمایهلغتنامه دهخداسبق و رمایه . [ س َ ق ُ رِ ی َ ] (ترکیب عطفی ، اِ مرکب ) لغةً این دو کلمه در جای خود معنی شده است ولی مراد بهر یک از این دو عقد و تعهدی است بین دو نفر بر پیشی گ
ورلغتنامه دهخداور. [ وَ ] (اِ) سبق و تخته ٔ اطفال که معلمان بدان تعلیم دهند چنانکه فلانی فلان چیز ور میدهد؛ یعنی تعلیم میدهدو درس میگوید. (آنندراج ) (برهان ). سبق و تخته ٔ درس
سبقلغتنامه دهخداسبق . [ س َ ] (ع مص ) پیشی گرفتن . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (تاج المصادر بیهقی ) (دهار) (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ص 56).ذکا و ذهن تو در سبق وامق عذر
سبقفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. پیشی گرفتن؛ پیش افتادن.۲. (اسم) قرآن. سبق و رمایه: [سبق (پیشی گرفتن و پیش افتادن) رمایه (تیر انداختن) است] (فقه) عقد و تعهدی بین دو تن برای مسابقۀ اسبدوانی
اندشماللغتنامه دهخدااندشمال . [ اَ دِ ] (اِ) سبق و درس . (ناظم الاطباء). درس و گفتار. (از آنندراج ). || آواز صاف و روشن . (ناظم الاطباء). آواز بلند. (آنندراج ).