سبقتلغتنامه دهخداسبقت . [ س ِ ق َ ] (از ع ، مص ) از مصادر مجعول است و در زبان عربی بجای آن سبق استعمال کنند. (از مجله ٔ دانشکده ادبیات تبریز). پیشی گرفتن . (غیاث ). مبادرت . تبا
سبقتفرهنگ انتشارات معین(س قَ) [ ازع . ] (مص ل .) پیشی گرفتن ، تقدم جستن . (?(سبق دادن ( ~ . دَ) [ ع - فا. ] (مص م .) درس دادن .
سبقتفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. پیشی؛ تقدم.۲. پیشدستی.۳.پیشروی. سبقت جستن: (مصدر لازم) پیشی جستن. سبقت گرفتن: (مصدر لازم) پیشی گرفتن؛ پیش افتادن.