سبع الوانلغتنامه دهخداسبع الوان . [ س َ ع ِ اَل ْ ] (ترکیب اضافی ، اِمرکب ) هفت رنگ طعام . و آن سنتهای فرعون است . (برهان ). طعامهای گوناگون و آن صنع فرعون است که اطعمه ٔ مائده ٔ او
سبع الثمانیفرهنگ انتشارات معین(سَ عُ لْ ثَ) [ ع . ] (اِ.) سورة فاتحه به دو دلیل : 1 - هفت آیه دارد و در هر نماز دوبار خوانده می شود. 2 - دوبار بر پیامبر (ص ) نازل شده است .
حامل السبعلغتنامه دهخداحامل السبع. [ م ِ لُس ْ س َ ب ُ ] (اِخ ) نام صورت فلکی قنطورس . (مفاتیح العلوم خوارزمی چ مصر 1349 هَ . ق . ص 125).
ذنب السبعلغتنامه دهخداذنب السبع. [ ذَ ن َ بُس ْ س َ ب ُ ] (ع اِ مرکب ) ذنب اللبوة.قُدَلِّبَة. ابن البیطار گوید: و هو ذنب اللبوة أیضا و بعجمیة الاندلس قیدانه . ینبت فی الزروع . دیسقو
سبعه ٔ الوانلغتنامه دهخداسبعه ٔ الوان . [ س َ ع َ / ع ِ ی ِ اَل ْ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) هفت رنگ مشهوره و آن سیاه و سپید و سرخ و سبز وزرد و کبود و گل گز که در این زمانه عباسی گویند.
لافیدنلغتنامه دهخدالافیدن . [ دَ ] (مص ) لاف زدن . سخن زیاده از حد گفتن و دعوی باطل کردن : سخنهای ایزد نباشد گزاف ره دهریان دور بفکن ملاف .اسدی .چه لافی که من یک چمانه بخوردم چه ف
احمدلغتنامه دهخدااحمد. [ اَ م َ ] (اِخ ) ابن عبداﷲبن احمدبن اسحاق بن موسی بن مهران اصفهانی مکنی به ابونعیم . محدّثی مشهور است و کتابی مأثور دارد مسمّی بحلیةالأولیاء که نام شری
هفتلغتنامه دهخداهفت . [ هََ ] (عدد، ص ، اِ) عددی است معروف . (برهان ). نماینده ٔآن در ارقام هندسیه 7 و در حساب جُمَّل «ز» باشد. (یادداشت مؤلف ). از میان اعداد شماره ٔ هفت از د
بابللغتنامه دهخدابابل . [ ب ِ / ب ُ ] (اِخ ) نام شهری است مشهور در وسط عراق و عراق وسط عالم است پس به این اعتبار بابل مرکز دایره ٔ عالم باشد و از مداین سبعه ٔعراق عرب است و در ک