سبزقبالغتنامه دهخداسبزقبا. [ س َ ق َ ] (اِ مرکب ) مرغی است که آن را سبزک خوانند و آن سبز میباشد بسرخی مایل و تاجی هم دارد. (برهان ) (آنندراج ). به لغت اصفهانی اسم شقراق است . (تحف
سبزقبافرهنگ انتشارات معین( ~ . قَ) [ فا - ع . ] (اِمر.) پرنده ایست حلال گوشت ، کوچک تر از کلاغ با پرهای سبز و سرخ ، کلاغ سبز هم گویند.
سبزقباسانانCoraciiformesواژههای مصوب فرهنگستانپرندگانی با گردن و پا و انگشتان کوتاه و سر بزرگ و منقار بلند و بزرگ
سبزقبای وراجCoracias garrulousواژههای مصوب فرهنگستانگونهای از سبزقبائیان و راستۀ سبزقباسانان دارای پرهای سبز درخشان با جلای آبی و دم نسبتاً طویل و تیره
سبزقبائیانCoraciidaeواژههای مصوب فرهنگستانتیرهای از راستۀ قباسانان با جثۀ متوسط و بدن براق و منقار قوی که نوک آن قلابدار است
سبزآبادلغتنامه دهخداسبزآباد. [ س َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان یک مهه ٔ بخش مسجد سلیمان شهرستان اهواز واقع در 40 هزارگزی جنوب خاوری مسجد سلیمان و 2 هزارگزی خاور راه شوسه ٔ مسجد سلیم
سبزقبای وراجCoracias garrulousواژههای مصوب فرهنگستانگونهای از سبزقبائیان و راستۀ سبزقباسانان دارای پرهای سبز درخشان با جلای آبی و دم نسبتاً طویل و تیره
زنبورخواریانMeropidaeواژههای مصوب فرهنگستانتیرهای از راستۀ سبزقباسانان که فعال و رنگارنگ و اجتماعی هستند و منقارشان بلند و باریک و منحنی است
سوزقباواژهنامه آزادسوزقبا در گویش دزفولى به معناى سبزقبا بکار میرود که از دو واژه سوز ( سبز) وقبا تشکیل شده که هم به جهت یک امام زاده در دزفول و هم یک نوع طوطى تمام سبز و ریز نقش