تسبیحفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. سبحاناللّه گفتن؛ خدا را بهپاکی یاد کردن.۲. نیایش کردن؛ ذکر خدا و مناجات.۳. مهرههای بهنخکشیده که هنگام ذکر و مناجات در دست میگیرند؛ سبحه.
سبحانفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. به پاکی یاد کردن خداوند را؛ سبحانالله گفتن.۲. (اسم، صفت) از نامهای خداوند: ◻︎ توان در بلاغت به سحبان رسید / نه در کنه بیچون سبحان رسید (سعدی۱: ۳۵).۳. [قدی
مسبحفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهکسی که خدا را به پاکی یاد کند؛ کسی که سبحانالله بگوید؛ تسبیحکننده.
فرقفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. شکافی بهصورت خط که بهوسیلۀ شانه میان موها ایجاد میکنند.۲. [مجاز] سر؛ کله: ◻︎ آید فرقش به سلام قدم / حلقهصفت پای و سر آرد به هم (نظامی۱: ۲۲).۳. تفاوت؛ تما