سبحلغتنامه دهخداسبح . [ س َ ] (ع مص ) شناوری نمودن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). شنا کردن . سباحة. (از اقرب الموارد). رجوع به سباحت شود. || تصرف کردن در معاش . (منتهی الارب ) (آ
صبحلغتنامه دهخداصبح . [ ] (اِخ ) یا جزیره ٔ علویه ، و آن به نقل صاحب نخبة الدهر به مسافت یکصد میل از پس جزیرةالسعادة از جزائر خالدات واقع و در آن کانی از یاقوت است که همانند آن
صبحلغتنامه دهخداصبح . [ ص َ ] (ع مص ) آمدن کسی را بامداد. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). || غارت بردن بر کسی در بامداد. (اقرب الموارد). || صبوحی دادن . (تاج المصادر بیهقی ). با
صبحلغتنامه دهخداصبح . [ ص َ ب َ ] (ع مص ) فورموی شدن . (منتهی الارب ). موی سرخ و سپید آوردن . || (اِ) درخش آهن . (منتهی الارب ).
صبحلغتنامه دهخداصبح . [ ص ُ ] (اِخ ) (ارض ...) هشام گوید: او را به نام مردی از عمالیق که صبح نام داشت ارض صبح نامیده اند و آن به ناحیت یمامة است . (معجم البلدان ).
صبحلغتنامه دهخداصبح . [ ص ُ ] (اِخ ) آبی است از جبال نملی مر بنی قریط را. (معجم البلدان ). آبی است مقابل نملی . (منتهی الارب ).
سَبِّحِفرهنگ واژگان قرآنتسبيح گو - از عيب و نقص بري بدان (در عبارت "سَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ " منظور اين است که بوسيله ستودن پروردگارت او را از عيب بري بدان مثلاً بگو او نتها ناتوان ني
سَبْحاًفرهنگ واژگان قرآنبه سرعت حرکت کردني نگفتني(سبح در اصل به معني دويدن و تند راه رفتن در آب ويا سرعت در حرکت مي باشد درعبارت "ان لک في النهار سبحا طويلا " سبح طويل در روز کنايه از
سَبِّحِفرهنگ واژگان قرآنتسبيح گو - از عيب و نقص بري بدان (در عبارت "سَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ " منظور اين است که بوسيله ستودن پروردگارت او را از عيب بري بدان مثلاً بگو او نتها ناتوان ني
سَبْحاًفرهنگ واژگان قرآنبه سرعت حرکت کردني نگفتني(سبح در اصل به معني دويدن و تند راه رفتن در آب ويا سرعت در حرکت مي باشد درعبارت "ان لک في النهار سبحا طويلا " سبح طويل در روز کنايه از
سبحاءلغتنامه دهخداسبحاء. [ س ُ ب َ ] (ع ص ) ج ِ سبوح ، شناور. (منتهی الارب ). رجوع به سبوح شود. || (اِ) نوعی از رفتار اسب . (منتهی الارب ) (آنندراج ). و در کلیات آمده است که سبح
سبحةلغتنامه دهخداسبحة. [ س َ ح َ ] (ع اِ) یکی سَبْح . رجوع به سبح شود. || جامه ٔ چرمین . جامه هائی از پوست . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).
سبحةلغتنامه دهخداسبحة. [ س ُ ح َ ] (ع اِ) دعا. گویند: قضیت سبحتی . (اقرب الموارد). دعا و ذکر. (منتهی الارب ). || نماز تطوع یعنی نافله ، زیرا نمازگزار در آن تسبیح گو است . (از اق