سُبَاتاًفرهنگ واژگان قرآنراحتي و فراغ - قطع (اگر خواب را قطع خوانده ، بدين جهت بوده که در خواب تصرفات نفس در بدن قطع ميشود يا اينکه خواب قطعي است براي کار وفعاليت ، با کلمه "سبت" به معن
ساباتیهلغتنامه دهخداساباتیه . [ی ِ ] (اِخ ) آرماند ، دانشمند و طبیب فرانسوی بسال 1834 م . در شهر گانژ از ایالت هرو متولد شد و بسال 1910 در مون پلیه درگذشت ، تألیفات متعددی در طب ا
شخوصلغتنامه دهخداشخوص . [ ش ُ ] (ع مص ) بلند برآمدن . (منتهی الارب ). ارتفاع چیزی . (از اقرب الموارد). || برداشتن سر را. (منتهی الارب ). || واکردن چشم را. || گشاده شدن و ورم گرف
خادملغتنامه دهخداخادم . [ دِ ] (ع ص ) خدمتکار. پرستار. پرستنده . نوکر. گماشته . ملازم . چاکر. ج ، خُدّام ، خَدَم ، خادمین ، خَدَمه . مؤنث . خادمه : چون ملک الهند است از آن دیدگ