ساکروسانکتوسلغتنامه دهخداساکروسانکتوس . [ رُ ] (لاتینی ، ص ) در زبان قدیم بمعنی مقدس و عالی مرتبت است . و این کلمه را در زبان دینی قدیم مخصوصاً بر موجوداتی که خاص خدایان بودند اطلاق میک
سایوسلغتنامه دهخداسایوس . (اِ) اسبغول و آن تخمی است معروف و بعربی بزرقطونا خوانند. (برهان ) (آنندراج ).
سقیروسلغتنامه دهخداسقیروس . [ س َ ] (معرب ، اِ) اسقیروس . یونانی «اسکیروس » (تهبج سرطانی ). رجوع به اسقیروس شود. (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). به لغت یونانی هر ورم و آماس صلب و سخ
سریراسواژهنامه آزادسَریراس به معنی زیبای بر تخت نشسته ی پارس که از صفات پادشاها زمان هخامنشی است. تلفظ صحیح:Sariras. سریر:به معنی اریکه، اورنگ و تخت پادشاهی است. سریرا (سریر+ا):"
ساکروسانکتوسلغتنامه دهخداساکروسانکتوس . [ رُ ] (لاتینی ، ص ) در زبان قدیم بمعنی مقدس و عالی مرتبت است . و این کلمه را در زبان دینی قدیم مخصوصاً بر موجوداتی که خاص خدایان بودند اطلاق میک