سایانلغتنامه دهخداسایان . (اِخ ) از سلسله کوههایی است که در شمال مغولستان قرار دارد.رجوع به ایران باستان ص 225 و تاریخ مغول ص 4 شود.
سایانلغتنامه دهخداسایان . (اِخ ) دهی است جزء دهستان حومه ٔ بخش مرکزی شهرستان زنجان واقع در6 هزارگزی خاور زنجان و کنار شوسه ٔ زنجان به قزوین .هوای آن سرد و دارای 362 تن سکنه است .
سایانلغتنامه دهخداسایان . (اِخ ) دهی است از دهستان درجزین بخش رزن شهرستان همدان واقع در 15هزارگزی جنوب رزن و 8 هزارگزی خاوری شوسه ٔ رزن بهمدان . هوای آن سرد و دارای 880 تن سکنه ا
ساسانلغتنامه دهخداساسان . (اِخ ) ابن روزبه . از امیران ایران پیش از اسلام است و در مجمل التواریخ و القصص بنقل از تاریخ حمزه ٔ اصفهانی نام وی در شمار مرزبانانی از پارسیان آمده که
ساسانلغتنامه دهخداساسان . (اِخ ) ابن ساسان (ساسان سوم ) به روایت فردوسی در شاهنامه ، فرزند ساسان بن بهمن بن اسفندیار است . فردوسی گوید: چون بهمن همای را ولیعهد خود ساخت ساسان دلت
ساسانلغتنامه دهخداساسان . (اِخ ) ابن فشافشاه بن جوهر شهریار فارس بن ساسان بن بهمن . مؤلف فارسنامه (ابن بلخی ) نام وی را در سلسله ٔ نسب بیست و پنجمین پادشاه ساسانی که بعد از شهرب
ساسانلغتنامه دهخداساسان . (اِخ ) ابن دارا (ساسان دوم ) بروایت فردوسی در شاهنامه فرزند دارا آخرین پادشاه کیانی است که بعد از پدر به هند گریخت . فردوسی گوید:چو دارا به رزم اندرون ک