سعیالغتنامه دهخداسعیا. [ س َع ْ ] (اِخ ) نام پیغمبری که بشارت آمدن عیسی را داد. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).
سعیالغتنامه دهخداسعیا. [ س َ ] (اِخ ) وادیی است در تهامه در نزدیکی مکه طرف پائین آن متعلق است بکنانه وطرف بالای آن متعلق بهذیل است . (از معجم البلدان ).
سعیعلغتنامه دهخداسعیع. [ س َ ] (ع اِ) دانه ٔ سیاه که بگندم آمیزد. (آنندراج ) (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). || گندم دیوانه یا گندم هیچکاره . (منتهی الارب ) (آنندراج ).
سعیافرهنگ نامها(تلفظ: saeyā) (در اعلام) نام پیغمبری که بشارت آمدن عیسی را داد ؛ ]به تعبیری این واژه از سعی به معنی تلاش و کوشش + الف (اسم ساز) ترکیب شده است[ .
سایانلغتنامه دهخداسایان . (اِخ ) از سلسله کوههایی است که در شمال مغولستان قرار دارد.رجوع به ایران باستان ص 225 و تاریخ مغول ص 4 شود.
سایانلغتنامه دهخداسایان . (اِخ ) دهی است جزء دهستان حومه ٔ بخش مرکزی شهرستان زنجان واقع در6 هزارگزی خاور زنجان و کنار شوسه ٔ زنجان به قزوین .هوای آن سرد و دارای 362 تن سکنه است .