ساکلغتنامه دهخداساک . (اِ) بمعنی فسخ باشد و فسخ در لغت بمعنی جهل و ضعف و فساد رای و نقصان است و در طریق اهل تناسخ آن است که روح به دو مرتبه فرو رود یعنی از صورت انسانی بصورت نب
ساکلغتنامه دهخداساک . (اِ) درختی است بلند، و در هندوستان بسیار، و گویند چوبش سیاه است . (انجمن آرا) (آنندراج ). رجوع به ساج و ساگ شود.
ساک سی نیانلغتنامه دهخداساک سی نیان . (اِخ ) قومی است از سکاها که افراد آن در سپاه داریوش سوم هخامنشی شرکت داشتند و آریان مورخ یونانی از آنان نام برده است . رجوع به ایران باستان ج 2 ص
ساک سی نیانلغتنامه دهخداساک سی نیان . (اِخ ) قومی است از سکاها که افراد آن در سپاه داریوش سوم هخامنشی شرکت داشتند و آریان مورخ یونانی از آنان نام برده است . رجوع به ایران باستان ج 2 ص
ساکه سینیانلغتنامه دهخداساکه سینیان . [ ک ِ ] (اِخ ) ساک سینیان . نام سکاهای حدود چین است . زیرا ساس یا ساک بمعنی سکائی است و چین را رومیان سینا می نامیدند. سربازان این طایفه در سومین