ساوکانلغتنامه دهخداساوکان . [ وَ ](اِخ ) شهرکی است از نواحی خوارزم در آنجا سوق بزرگ و مسجد جامع زیبایی است . (معجم البلدان ).
ساوکانیلغتنامه دهخداساوکانی . [ وَ ] (ص نسبی ) منسوب است به ساوکان که قریه ای است از قراء خوارزم . (الانساب سمعانی ).
ساوکانلغتنامه دهخداساوکان . [ وَ ](اِخ ) شهرکی است از نواحی خوارزم در آنجا سوق بزرگ و مسجد جامع زیبایی است . (معجم البلدان ).
ساوکانیلغتنامه دهخداساوکانی . [ وَ ] (ص نسبی ) منسوب است به ساوکان که قریه ای است از قراء خوارزم . (الانساب سمعانی ).
ابوسعیدلغتنامه دهخداابوسعید. [ اَ س َ ] (اِخ ) احمدبن علی ساوکانی خوارزمی . امام مشهور. او از شیوخ ابن السمعانی است .