سازواشلغتنامه دهخداسازواش . [ زْ ] (اِ) نام یکی از انواع گیاهان وحشی در لهجه ٔ مردم لاهیجان و لفمجان است . (فرهنگ گیلکی ستوده ).
ساوارلغتنامه دهخداساوار. (اِخ ) فلیکس فیزیک دان فرانسوی . بسال 1791م . در مزیر متولد شد و به سال 1841 درگذشت . او در قسمت پاندولهای نوسان دار مطالعاتی کرده است .
سازواشلغتنامه دهخداسازواش . [ زْ ] (اِ) نام یکی از انواع گیاهان وحشی در لهجه ٔ مردم لاهیجان و لفمجان است . (فرهنگ گیلکی ستوده ).
ساوارلغتنامه دهخداساوار. (اِخ ) فلیکس فیزیک دان فرانسوی . بسال 1791م . در مزیر متولد شد و به سال 1841 درگذشت . او در قسمت پاندولهای نوسان دار مطالعاتی کرده است .