16 مدخل
shitting، ریدن
نشسته، نشست، جلسه، جا، صندلی، در حال جلوس، در حال چمباتمه زدن
انتقال، تغییر مکان دهی، بی ثبات، چموش، تغییرکننده
shiftingly
لعنتی
گاو نر نشسته