صامیهلغتنامه دهخداصامیه . [ می ی َ ] (اِخ ) نام فرقه ای است که بین عیسی (ع ) و پیغمبر (ص ) بودند. (الفهرست ابن الندیم ص 479).
سامةلغتنامه دهخداسامة. [ سام ْ م َ ] (ع ص ، اِ) جانور زهردار گزنده . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). ج ، سوّام . || مرگ . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).
سامةلغتنامه دهخداسامة. [ م َ ] (اِخ ) محله ای است ببصره . (منتهی الارب ) (معجم البلدان ). و آن را بنوسامة نیز گویند.
سامةلغتنامه دهخداسامة. [ م َ ] (اِخ ) نام پسر لوی بن غالب که ابراهیم سامی بن حجاج به وی منسوب است . (منتهی الارب ).
ارامیلغتنامه دهخداارامی . [ اَ ] (ص نسبی ، اِ) آرامی . منسوب به ارام . مردم ارام . || دسته ٔ زبانهائی که در ارام بدان تکلم میکردندو آن از شعب السنه ٔ سامیه است و به دو لهجه تقسیم
اسعدلغتنامه دهخدااسعد. [ اَ ع َ ] (اِخ ) (پاشا) شبیب . او راست : المنظومة الهائیة بمدح الحضرة السامیة النبویة، چاپ مطبعة العصریة بیروت . (معجم المطبوعات ج 1 ستون 434).
گزیرلغتنامه دهخداگزیر. [ گ ِ ] (اِ) معرب آن «جزیر»، سریانی گزیرا (حارس ، جلاد). (معجمیات عربیه - سامیه ص 232) (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). عسس . (برهان ). داروغه و روزبان و در